• 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلایل شکست پروژه‌ های IT
#1
Exclamation 
منبع: http://www.itna.ir

تحقیقات اخیر نشان داده است که حدود 62 درصد پروژه‌های IT در زمان تعیین شده و یا با هزینه پیش‌بینی شده نتوانسته‌اند به انجام برسند.
در واقع بسیاری از پروژه‌های IT قبل از اتمام، لغو شده و یا اصلاً پیاده‌سازی نشده‌اند.

به طور کلی دلایل اصلی شکست پروژه‌های IT عبارتند از:
1)-Poor Planning (طرح ریزی ضعیف)
2)-Unclear Goals and Objectives (اهداف و مقاصد غیرشفاف و نامشخص)
3)- Objective Changes during Projects (تغییرات اهداف پروژه در حین انجام آن)
4)-Unrealistic Time or Resource Estimate (پیش‌بینی غیرواقعی زمان و یا منابع پروژه)
5)- Lack of Executive Support and User Involvement (نقصان پشتیبانی اجرایی و درگیر نمودن کاربران در پروژه )
6)- Failure to Communicate and Act as a Team (شکست در ایجاد ارتباط مدیر پروژه با تیم پروژه)
7)- Inappropriate Skills (تجربه‌های ناکافی و غیرمقتضی تیم پروژه)
8)- Lack of Testing and QA(Quality Assurance) standards(نقصان استانداردهای تست و تضمین کیفیت)
9)- Users and Organizations Resistances (مقاومت‌های کاربران و سازمان‌ها در پذیرش سیستم‌های جدید)

نتیجه‌گیری:
مدیران پروژه می‌توانند با رعایت توصیه‌های زیر احتمال شکست پروژه‌ها را کاهش دهند:
• توجه به موارد بحرانی موجود در پروژه و نیز مدیریت تغییرات (Changes Management)
• انجام فرآیندهای لازم جهت برخورد با ریسک‌های موجود در پروژه
• مشخص ساختن اهداف پروژه به صورت شفاف
• عدم استفاده از تخمین خطی در پیش‌بینی زمان و منابع پروژه
• پشتیبانی گرفتن از مدیریت اجرایی پروژه و ارتباط مستمر با تیم پروژه
• کسب اطمینان از وجود تجارب طرح‌ریزی و استفاده از تکنولوژی‌های و راه حل‌های مناسب
• ایجاد پروسه تست و تضمین کیفیت پروژه‌ها(Projects Quality Assurance)
منبع: http://www.itna.ir
وبلاگ: Yousha.Blog.ir


کد کمتر => خطای کمتر => قابل فهمتر => خوانایی بیشتر => نگهداری بهتر
  پاسخ
تشکر شده توسط : amir.s zoghal oia Amir.Z kasbookar
#2
نقل قول:1)-Poor Planning (طرح ریزی ضعیف)
مثال :
طرح ریزی ضعیف معمولا از عدم آمادگی مدیر پروژه برای اون پروژه ناشی میشه. من چند روز پیش داشتم فکر می کردم چطوری میشد اگه مثلا من میشدم مدیر پروژه ساختمانی. دیدم چون اطلاعات فنی و جانبی من در این زمینه خیلی خیلی کمه پس نمی تونم این کارو باموفقیت پشت سر بزارم. یعنی نبود تجربه ی کافی ، غیر قابل پیش بینی بودن آینده و اینکه کلا یکی خوشش نیاد یه پروژه ای رو مدیریت کنه و ناچارشه میتونن از عوامل این بخش باشن.


نقل قول:2)-Unclear Goals and Objectives (اهداف و مقاصد غیرشفاف و نامشخص)
این گزینه خیلی جالبه. تا حالا رفتین با یه جایی برای یه پروژه صحبت کنید طرف بگه یه برنامه می خوایم کارامونو راه بندازه Big Grin - اره این یعنی اینکه کلا واسه همینجوری یه برنامه می خوان.
خودشون هم نمی دونن چی میخوان -
بعضی وقتا هم شما دارید قدم تو راهی میزارید که تست نشده. یعنی کاری رو میخواید انجام بدید که شاید بشه بهش گفت اولین باره - یا نه قطعیت نداره. البته منظور من از اولین بار اولین سایت خبری جهان نیست مثلا یک کاری که داکیومنت های علمی در موردش خیلی کمن و اونایی هم که هستن غیر قطعین.


نقل قول:3)- Objective Changes during Projects (تغییرات اهداف پروژه در حین انجام آن)
این یکی رو همه میشناسیم. Big Grin
همون چیزی که من همیشه سرم میاد. یکی از کارفرما هام اول از من یه سایت می خواست که توش نظر سنجی آنلاین باشه. یعد که کار بتا شده تو یه جلسه که اونا 50 نفر بودن بهم گفتن نظرسنجی ت به درد خودت می خوره .نظر سنجی باید : هر تعداد سئوال با هر تعداد گزینه با هر نوع باکس (Text-Radio-Check ,....) داشته باشه. البته این پروژه رو به شکست نرسوند و لی میتونه. یا مثلا پروژه ای که قراره برای یه انبار کوچک فایفو نوشته بشه ولی توکار که میشه یواش یواش سیستم های دیگه هم توش دیده میشه و خود اون هم بزرگتر میشه


نقل قول:4)-Unrealistic Time or Resource Estimate (پیش‌بینی غیرواقعی زمان و یا منابع پروژه)
این یکی صددرصد تقصیر مدیر پروژه ست. همیشه زمانی دوبرابر برای تحویل برنامه هاتون در نظر بگیرید و اینکه همه چیز رو خالص در نظر بگیرید خیلی کار صحیحی نیست. مثلا در نظر بگیرید که تو زمستون در حین انجام کار ممکنه یکی دونفر سرمابخورن یا انفولازای پیز بگیرن.
در مورد منابع هم هیچ وقت مسائل رو طوری نگیرید که بعدا واسه هرچیزی مجبور شد بدویید.
مثلا اگه برای تست نیاز به سرور با سخت افزار خاص دارید باید تو منابع لحاظ کنید. البیته اینم بگم نیروی انسانی مجرب ( مجرد) هم از منابع مهمه. کسانی که هم علمش رو داشته باشن هم زمان کاملا آزاد برای اینکه همه جوره رو پروژه وقت بزارن - این بخش به نظر من بیشترش به مدیری پروژه بر می گرده . صرف نظر از اینکه اسپانسر های سیستم ممکنه خوب شارژتون نکنن و...

نقل قول:5)- Lack of Executive Support and User Involvement (نقصان پشتیبانی اجرایی و درگیر نمودن کاربران در پروژه )
نقصان پشتیبانی اجرایی رو من نفهمیدم Big Grin خیلی قلمبه است
ولی در گیر نمودن کاربران در پروژه می تونه چند تا معنی داشته باشه. اولیش دخالت کاربرانی که قراره با این پروژه کار کنن ولی مدیر ارشد نیستند.اینا خوبه که نظر بدن ولی دخالتشون تو پروژه به دلیل عدم تخصصشون می تونه خیلی خوب نباشه. البته میتونه هم مفید باشه. کلا مدیر پروژه باید مطمئن تصمیم بگیره و اجازه انتقاد بده و لی دخالت و .... رو هرگز وگرنه پروژه به درد تعدادی زیاد نظر دهنده دچار میشه و اصلا انجام نمیشه
نقل قول:6)- Failure to Communicate and Act as a Team (شکست در ایجاد ارتباط مدیر پروژه با تیم پروژه)
مدیر پروژه ای که نتونه روابط عالی با اعضا تیمش داشته باشه باید بره بشینه تو تیم پروژه.
وقتی شما با اعضای پروژتون دوست نیستید یعنی:
1- اونا از حضور شما ممکنه احساس راتی نکنن و ارامش نداشته باشن
2- احساس ضعف کنن ( نه گرسنگی Big Grin )
بعضی مدیران پروژه اینقدر قدن که فکر میکنن فقط اونا می فهمن. اصولا من انقدر اینجور ادماروبیخیال میشم تا یهروز خودشون بفهمن که هیچی نیستن.به طور کل تیمی که داره کار میکنه اگه حس دلسوزی ، واینکه کار برای اون تیمه و اینکه مدیر و غیر مدیر تو تیم معنا نداره فعال نشه بالا نمیه ره . صد در صد پایین میاد

نقل قول:7)- Inappropriate Skills (تجربه‌های ناکافی و غیرمقتضی تیم پروژه)
خوبه که شما ادمی باشید که ریسک پذیره و کارایی رو که نمیشناسه رو بر می داره اما ریسک پذیری تون باید متعادل باشه . یعنی به اندازه دهنتون لقمه بردارید و کمی بیشتر . منی که حداکثر توانمحضور تو تیم های 15 نفره بوده نمی تونم بیام و مدیریت یک و.ز.ا.رتــــــــــــخــــــــــــا نــــــــــه رو قبول کنم .در واقع اینجا ریسکم غیر متعادله. آدمای موفق ریسک های متعادل دارن.همون مثال ساختمون که زدم

نقل قول:)- Users and Organizations Resistances (مقاومت‌های کاربران و سازمان‌ها در پذیرش سیستم‌های جدید)
اصولا تا چند سال پیش هر سازمانی برای انجام پروژه می رفتیم به عنوان مهندس بهمون خیلی احترام میزاشتن ولی ته دلشون می گفتن این نون برا کی ..... گم می کنن Big Grin
سیستم سنتی چیزیه که همه ی کسانی که با کامپیوتر آشنا نیستن تو یه ساز مان بهش علاقه مندن. وقتی میرید سیستم رو تحلیل کنید چنان مطالب رئ می پی چونن و به بهتون اطلاعات کج و کوله میدن که اصلا از اصل منحرف میشید. اینجاست که هوش شما باید به کمکتون بیاد و از زیر زبونشون به روش های مختلف حرف بکشید.
بعضی وقتا هم یکی هی سیستمش بهم میرزه چون نرم افزار شما روش نصبه و اون طرف مجبور (نه اینکه بخواد ) با سیستم سنتی کار کنه.
به علاوه هزار چیز دیگه که به دلیل انگشت درد از تایپ نمیگم
ادامه دارد ....
Big Grin
علم تاج افتخار دنیا و یادگار پس از مرگ است
  پاسخ
تشکر شده توسط : Y.P.Y hosseintdk775 king_net IRANPHP nimaee kasbookar


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان