• 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترس از تغییر و کسب تجربیات جدید
#1
یک بحث اسپمی راه بندازیمBig Grin


من حدود ۱۰-۱۱سالی هست که با مفاهیم برنامه نویسی آشنا شدم و به این حوزه علاقه مند شدم.
شروعش در دانشگاه با پاسکال و C بوده و در ادامه Html و ASP کلاسیک رو کار کردم و با VB Script کد مینوشتم. ۴.۵سالی که با ASP کلاسیک کار میکردم همیشه دلم میخواست تجربه ی جدیدی کسب کنم و برم سراغ ASP.Net یا PHP.
دو سه سالی الکی درگیر این موضوع بودم و نمیتونستم تصمیم بگیرم تا اینکه در نهایت اومدم سمت PHP. یه مدت با PHP کار کردم تا با فریم ورک ها آشنا شدم و تصمیم گرفتم از فریم ورکها استفاده کنم. اما همون ماجرای ASP و PHP اینجا هم دو سالی وقت منو گرفت و بین فریم ورکهایی مثل Cakephp و Yii و CodeIgniter مردد بودم تا زمانی که در شرکت گرین وب مشغول به کار شدم و اونجا گفتن یک هفته فرصت داری Yii رو یاد بگیری و فلان پروژه رو استارت بزنی. بهرحال رفتم سمت Yii و خیلی هم خوشحال بودم از یادگیری اون فریم ورک و پروژه های زیادی رو هم باهاش انجام دادم.
اما همیشه در مقابل کسب تجربیات جدید به نوعی مقاومت نشون دادم و هیچ وقت تایم جدی نمیزاشتم برای یادگیری یک فریم ورک جدید یا زبان جدید.

الان اومدم به یک شرکت بزرگتر و طبق سیاست های اینجا با فریم ورک دیگه ای شروع به کار کردم و از دنیای MySQL هم سرمو بیرون کشیدم تا بانک های اطلاعاتی دیگه ای مثل Mongo رو هم تجربه کنم.

این روزها حس خوبی دارم. واقعا به این رسیدم که همه ی اینها صرفا یک ابزار هستن و بنا به نوع پروژه باید تصمیم بگیریم چه زبانی مناسب تره یا از چه نوع دیتابیسی در کجا استفاده کنیم.
شروع کردم به خوندن داکیومنت فریم ورک هایی مثل لاراول و سیمفونی که یک تجربه ای هم از اونها داشته باشم. فریم ورک هایی که قبلا به داکیومنتهاشون سرک میکشیدم اما چون احساس میکردم چیزی دستگیرم نمیشه تایم نمیزاشتم براشون.
الان دوست دارم دیتابیس های دیگه ای مثلCoachDB یا کاساندرا یا مونگو رو تجربه کنم.
احساس میکنم الان زمانش رسیده که بدونم هر کدوم اینا چه ویژگی هایی دارن و برای توسعه کارهام لازمه گاهی به چیزی غیر از Yii یا MySQL فکر کرد.


این مقاوت در مقابل تغییر یا کسب تجربیات جدید گاهی اوقات خیلی به ضرر ما تموم میشه . شاید تجربیاتی که الان به دنبال کسب کردنشون هستم چند سال قبل باید بدست میومدن. اون موقع شاید شرایط کاری یا تخصصی یا درآمدی ما هم فرق میکرد. به نظر من باید به روز بود. باید سمت زبان های دیگه ای هم رفت. چه ایرادی داره هم جاوا بدونیم هم پی اچ پی هم Go.

نظر شما چیه.
بنده طعم ايمان را نمي چشد، تا اينكه دريابد آنچه اتفاق نيفتاده است نمي شد كه اتفاق بيفتد؛و آنچه شده و اتفاق افتاده است,نمي شد كه نشود و اتفاق نيفتد....حضرت علي(ع)
  پاسخ
تشکر شده توسط : vejmad ayoubsys Reza Hamid Y.P.Y
#2
(۱۳۹۵ دى ۱۹, ۰۱:۰۷ ب.ظ)webnevesht نوشته: به نظر من باید به روز بود. باید سمت زبان های دیگه ای هم رفت. چه ایرادی داره هم جاوا بدونیم هم پی اچ پی هم Go.
خسته نباشید تازه متوجه این مطلب شدید؟ Big Grin

البته همه فن حریف بودن خوبه، من خودم نمونهء یه آدم همه فن حریف، چندین زبان بلدم با همش هم برنامه هایی نوشتم، البته برنامه های خیلی بزرگ و پیچیده و تجاری نبودن، اکثرا واسه کار راه اندازی و نیاز و علاقه شخصی خودم بوده.

ولی همه فن حریف شدن خب باعث میشه توی یک فیلد خاص متخصص استانداردی نباشی و بقول معروف میگن همه فن حریف هیچ کاره است، تاحدی درسته، مگر اینکه خیلی با استعداد باشی و ضمنا سالها بیشتر زمان میبره و زحمت میخواد تا به سطح بالایی برسی در چندین زمینه و زبان و فناوری.

مسئلهء اصلی زمان طولانی و دشواری اش هست.
ولی بعد از اینکه این راه طولانی و دشوار رو طی کنی از برنامه نویسانی که محدودتر هستن مسلما سرتر هستی و کارهای خیلی بیشتری عملا ازت برمیاد.

البته همه فن حریف بودن و دانش برنامه نویسی هم فقط به یادگیری چندتا زبان برنامه نویسی نیست. اینو فراموش نکنید! خیلی گسترده تر از اینه. یه جاهایی میره توی علوم کامپیوتر اصلا. مثلا حیطهء علم رمزنگاری که بنده رفتم و یکی دو سال هم توش وقت و انرژی صرف کردم جزو علوم کامپیوتره و یک رشتهء دانشگاهی مجزا از برنامه نویسیه، اکثر کسانی هم که در این زمینه کار میکنن تحصیلاتشون در زمینهء ریاضی یا حتی فیزیک بوده تاجاییکه دیدم، چون توی این رشته ریاضیات خیلی مهمه و نقش اساسی داره.

در کل محدودیتی نیست، هرچقدر بتونی چیزهای گسترده تر و متنوعی یاد بگیری طبیعتا دانش و توانایی بیشتری پیدا میکنی. حتی یک برنامه نویس مثلا اگر ریاضیاتش رو هم قوی کنه بی ربط به قوی شدن در برنامه نویسی نیست. کلا در این دنیا تقریبا همه چیز بهم ربط دارن! ولی بعضی چیزها خب بیشتر/مستقیم تر بهم ربط دارن. معمولا ما بخاطر کمبود وقت و انرژی از یک مجموعهء خیلی محدودتر و نزدیک تر بهم شروع میکنیم، و خیلی ها تا آخرش هم کم و بیش در همون محدوده باقی میمونن، اما بعضیا فراتر میرن. اینکه فراتر بری خب بستگی به خودت بستگی به شرایط و فرصت هات داره و زمان و همت خودشو میطلبه.
  پاسخ
تشکر شده توسط :
#3
نه منظور من همه کاره هیچ کاره نیست.
اما شما وقتی یک حیطه رو انتخاب میکنی برای ادامه ی کار باید کمی گسترده تر بهش نگاه کنی. مثلا من نمیتونم بگم برنامه نویس هستم و فقط بلدم با MySQL کار کنم چون این اشتباهه.

تازه به این نرسیدم که باید به روز بود. چیزیه که مشخصه و تازه رسیدن نداره. حرف من مقاومت کردن برای به روز بودنه. که علتش یا ترس از تغییره یا گرفتاری های کاری و شخصی. که من درگیر هردوش بودم بیشتر هم دومی. بیشتر به علت گرفتاری های کاری و اینکه همیشه درگیر انجام یک پروژه تجاری بودم باعث شده نتونم این تغییرات رو درخودم بوجود بیارم. البته این اشتباه هم وجود داشته که ترجیح دادم بر اساس دانسته هام یک پروژه رو انجام بدم تا اینکه ببینم آیا مثلا آیا MySQL اصلا برای اینکار مناسبه یا نه. حتی اینکه چقدر از امکانات خود PHP به شکل بهینه قراره استفاده کنیم.
بنده طعم ايمان را نمي چشد، تا اينكه دريابد آنچه اتفاق نيفتاده است نمي شد كه اتفاق بيفتد؛و آنچه شده و اتفاق افتاده است,نمي شد كه نشود و اتفاق نيفتد....حضرت علي(ع)
  پاسخ
تشکر شده توسط :
#4
(۱۳۹۵ دى ۱۹, ۰۱:۵۸ ب.ظ)webnevesht نوشته: نه منظور من همه کاره هیچ کاره نیست.
اما شما وقتی یک حیطه رو انتخاب میکنی برای ادامه ی کار باید کمی گسترده تر بهش نگاه کنی. مثلا من نمیتونم بگم برنامه نویس هستم و فقط بلدم با MySQL کار کنم چون این اشتباهه.

تازه به این نرسیدم که باید به روز بود. چیزیه که مشخصه و تازه رسیدن نداره. حرف من مقاومت کردن برای به روز بودنه. که علتش یا ترس از تغییره یا گرفتاری های کاری و شخصی. که من درگیر هردوش بودم بیشتر هم دومی. بیشتر به علت گرفتاری های کاری و اینکه همیشه درگیر انجام یک پروژه تجاری بودم باعث شده نتونم این تغییرات رو درخودم بوجود بیارم. البته این اشتباه هم وجود داشته که ترجیح دادم بر اساس دانسته هام یک پروژه رو انجام بدم تا اینکه ببینم آیا مثلا آیا MySQL اصلا برای اینکار مناسبه یا نه. حتی اینکه چقدر از امکانات خود PHP به شکل بهینه قراره استفاده کنیم.
خب دیگه خودت داری میگی.
همهء اینا محدودیت های خود آدمه.
در دنیای واقعی مرزبندی و محدودیت به این شکل وجود نداره.
هرچی بیشتر بلد باشی بهتره!
کلا بنظر من قدرت قدرته، حالا از هر نوعی به هر شکلی، و مجموعهء تمام قدرت هایی که آدم داره هست که قدرت کلی آدم رو تعیین میکنه، و هرچی قدرتمندتر باشی میتونی زندگی با کیفیت تری داشته باشی.
اونی که بقول شما بیشتر فقط یک حیطه کار میکنه و مثلا نهایتش هم چندتا دیتابیس بلده و این حرفا، بازم به دید من که یک خوره هستم و آدمی که توانایی رو بیشتر از هرچیزی مهم میدونه، چیز خاصی نیست! حتی اون آدم هم نمیتونه خیلی کارهایی که من از پسش برمیام رو تنهایی انجام بده. چون دانش و توانایی های من گسترده و متنوع است. همیشه دوست داشتم همه چیز رو خودم بدونم و بتونم! و در عمل هم این در زندگی آدم مزیت خیلی بزرگی هست. نه فکر کنی فقط هم در یه حوزهء خاص مثل برنامه نویسی. مثلا من کارهای فنی هم بلدم از مکانیک اتومبیل بگیر تا برق و حتی مقداری لوله کشی، اینا توی زندگی بارها به دردم خورده و باعث شده زندگی برام به مراتب راحت تر، کم هزینه تر، لذت بخش تر بشه. حتی همهء این چیزا میتونه توی چیزهای ظاهرا بی ربط هم تاثیر بذاره، مثلا اون وقت و اعصابی که ازت میره بابت آوردن یه تعمیرکار و پول هم بهش میدی بازم کار درست رو ممکنه انجام نده یا حتی خرابکاری کنه اصلا درست بلد نباشه، میتونی اینطور صرفه جویی کنی در مجموع و بذاری روی کار و علاقمندی خودت.
بعد این چیه خجالت نمیکشی اصلا این چیزای پیش پا افتاده و بدیهی چیه میگی که بجز MySQL دیتابیس دیگه هم بلد باشه استفاده کنه!! معلومه که باید بلد باشه! یه دوتا دیتابیس دیگه مگه چیه که آدم بلد نباشه، اونم امروزه روز با این همه فناوری و نیازهای مختلف.
حالا شما مشغله داری خب مشکل شخصی شماست. شایدم از اولش به فکر نبودی درست مسیر و برنامه ریزی خودتو مشخص نکردی وقتی برای تحقیق و یادگیری چیزهای جدید قائل نشدی که بعدا اینطور دچار محدودیت و اجبار شدی.
اصلا بنظر من آدم همیشه یک بخش قابل توجه از وقت و انرژی خودشو باید برای یادگیری و پیشرفت شخصی بذاره، نه فقط توی برنامه نویسی یا در ارتباط با شغل مثلا، بلکه توی هرچیزی همهء چیزهایی که کاربردی و مفید هستن حداقل واسه زندگی خودت. شده حتی بری ورزش کنی، بری باشگاه رزمی، بری یه رشتهء دیگه یه دانش و تشکیلات دیگه رو یاد بگیری تاجاییکه میتونی.
حالا یوقت هست از شغلت درآمد خیلی خوبی داری شاید این بتونه تاحدی توجیه کنه بگی خب حداقل پول خوبی درمیارم میتونم پس انداز و سرمایه گذاری هم بکنم برای آینده ام، ولی وقتی آدم اونقدری پول درنمیاره که بشه برای آینده روش حساب کرد، هر روزی که از عمرت میره و چیز جدیدی نمیتونی یاد بگیری قدرت بیشتری نمیتونی بدست بیاری ضرره! شک نکن.
اصلا دانش برنامه نویسی در یه زمینهء محدود مثلا یه زبان و دیتابیس خاص که در هر سال انگار مقداری ازش داره از بین میره! چون زبانهای جدید میان دیتابیس های جدید میان فناوری های جدید میان نیازهای جدید میان، حتی همون زبان و دیتابیس که داری کار میکنی هم سال به سال ممکنه تغییرات قابل توجهی بکنن امکانات و چیزهای جدیدی بهشون اضافه بشه و نسبت به چیزهای قدیمی که شما یاد گرفتی تفاوت بکنن.

زرنگی فقط این نیست که پول دربیاری، زرنگی واقعی اینه که واقعیت زندگی رو کامل ببینی و سعی کنی کامل زندگی کنی!
یه بخش بزرگی از کامل زندگی کردن و کامل شدن اینه که بفهمی و در این راه تلاش کنی که هر روز چیز جدیدی یاد بگیری هر روز توانایی جدیدی بدست بیاری.
اونی که فقط کار میکنه و پول درمیاره بنظر من آدم موفقی نیست، چون پول فقط پوله و یه مادهء خارجی هست که گرچه باهاش میشه خیلی کارها کرد خیلی چیزها بدست آورد، اما خیلی کارها رو هم نمیشه با پول انجام داد نمیشه با پول بدست آورد.
بنظر آدم از پول هم باید استفاده کنه واسه کامل تر کردن خودش!
و بنظر من این بهترین استفادهء ممکن از پوله.
حالا تفریح و لذت های دیگر هم کنارش آدم نیاز داره خب.

من هیچوقت پول زیادی درنیاوردم، ولی از جنبهء یادگیری و کامل تر کردن و قوی تر کردن خودم هیچوقت کم نذاشتم.
حتی با زرنگی بعضی موارد کارفرما رو وادار کردم که بهم در این مسیر کمک کنه! مثلا یادمه دیدم یکسری کارها و نیازهایی گاهی داشتن برای ویرایش یا کشیدن نقشه های اتوکد، گفتم پول بده برم کلاس اوتوکد یاد بگیرم بتونم کارهاتون رو انجام بدم، اونم پول داد رفتیم کلاس اوتوکد! اتفاقا بعدا توی کارم هم خیلی از این دانش و توانایی جدید استفاده شد، ولی به منم چیز مفیدی اضافه شد. حالا نمیدونم بعدها ممکنه این دانش و توانایی کجا به دردم بخوره، ولی بهرحال از بلد نبودنش خیلی بهتره، از اینکه عمرم همینطور بگذره و چیز جدیدی یاد نگیرم بهتره که. غیر از اینه؟
  پاسخ
تشکر شده توسط :


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان